X
تبلیغات
حـــــقـــــــــوق - حقوق بین الملل عمومی

بسمه تعالی درس حقوق بین الملل عمومی                                                                                                                                           تعریف  حقوق بین الملل : حقوق جامعۀ بین المللی است یعنی مجموعه قواعدومقرراتی که برجامعۀ بین المللی حاکم است ودرآن جامعه قابلیت اجرایی دارد. جامعۀ حقوق بین المللی : اجتماعی است که براساس همکاری وهمبستگی میان کشورهاایجادشده است بعبارتی منظورازجامعۀ حقوق بین المللی جامعه ای است متشکل ازکشورها حقوق حقوق بین الملل عمومی : قواعدی است که تنظیم کنندۀ روابط بین دولتهاست .                 مهم تابعان حقوق بین الملل : تابع به دومعنی وضع کنندۀ قواعد حقوق بین الملل وهمچنین دریافت کنندۀ (اجراکننده)قواعد حقوق بین الملل است(سازمانهای بین المللی دولتی) تعریف دیگرتابعان حقوق بین الملل : نهادی که درایجادقاعده حقوق بین الملل نقش داردهمچنین تعهدبه اجرای قاعدۀ حقوق بین الملل دارد کشوریاسازمانهای بین الملل تابعان قاعده حقوق بین المللی هستند.      مهم تابعان اصلی : آن دسته ازتابعانی که هردوکارکردفوق الذکرراانجام می دهندتابعان اصلی  حقوق بین الملل  تلقی می شوند .                       مهم تابعان فرعی حقوق بین الملل : آن دسته ازنهادهایی هستندکه صرفاً دریافت کننده ویااجراکنندۀ قاعدۀ حقوق بین الملل محسوب می شوداین تابعان درایجادووضع قاعده حقوق بین المللنقشی نداردمثل : اشخاص حقیقی مثل من وشماویاشرکتهای بین المللی قلمروی حقوق بین المللی : منظورازقلمروی حقوق حقوق بین المللی دامنه وحدود اجرای قواعد حقوق بین الملل می باشد برخی ازقواعد حقوق بین الملل هست که درکل جامعۀ بین المللی قابلیت اجراداردبعبارتی دیگرکلیۀ کشورهاموظف به رعایت این قواعدمی باشندبه این نوع ازقواعدمی گوییم حقوق بین الملل عام .نمونه این قواعدمربوط به حقوق جنگ است . حقوق بین الملل خصوصی : مجموعه قواعدی است که روابط خصوصی افرادراهنگامی که یک فاکتوربین المللی درآن دخیل است تنظیم می نماید مثال اگریک بانوی ایرانی بایک مردعراقی ازدواج کنداین موضوع ، موضوع حقوق بین الملل خصوصی خواهدبود ونمونه دیگراگریک فردایرانی درانگلستان فوت نموده واموالی ازاودرآن کشوربعنوان ارث باقی مانده باشد تعریف جامعه بین الملل : حقوق بین الملل ازرشته های حقوق عمومی است یعنی مجموعه قواعدی است که تنظیم کنندۀ مناسبات میان اعضای جامعۀ بین المللی است این رشته حقوقی برحقوق ملی وداخلی دولتها مقدم بوده وکشورها، سازمانهای بین المللی ملزم به رعایت این قواعددرروابط خودمی باشند. حقوق بین الملل درمواردخاصی تعهداتی رابرای تابعان فرعی با می نماید . وجه تسمیه حقوق بین الملل چیست ؟ وجه تسمیه یعنی علت نامگذاری شدن – اصطلاح حقوق بین الملل ریشه دریک اصطلاحی داردکه ازحقوق رُم گرفته شده . یک عالم حقوق بین الملل بنام گروسیوس بعنوان بنیانگذارحقوق بین الملل شناخته شد ابتداعناوینی مثل حقوق بین الدّول ویاحقوق عمومی خارجی به این رشته ازحقوق اطلاق می شدامااولین باشخصی بنام بنتام که انگلیسی بوده اصطلاح حقوق بین الملل رابکاربردبعدهاصفت عمومی رابه آن اضافه کردند(حقوق بین الملل عمومی) برای اینکه ازحقوق بین الملل خصوصی تفکیک شود . اگرواژه حقوق بین الملل به تنهایی استفاده شودمنظورحقوق بین الملل عمومی است نه خصوصی . ماهیت وضرورت وجودحقوق بین الملل : نظرمخالفین : محوراول :  فقدان ارکان عالی وبرتردرحقوق بین الملل ، انتفادمخالفین دراین قسمت ناشی ازبرداشتی است که ازمفهوم حقوق دارنداینها معتقدندکه حقوق به مفهوم مجموعۀ قواعدومقررات لازم الاجراست که برای اجرای آن نیازبه یک سازمان اقتدارات عالی داردیعنی یک قوه مقننه ، مجریه ویک قوه قضائیه مخلفین بیان می کنندکه حقوق داخلی به این خاطرحقوق است که مفهومی تحت عنوان حکومت آنرااجرامی کندحقوق بین الملل بدلیل فقدان این ساختارحقوق محسوب نمی شود محوردوم : منافع ومصالح کشورهاموجب بی ثباتی ونقض حقوق بین الملل خواهدبود مخالفین معتقدندکه حقوق بین الملل حقوق یاست مبتنی برمنفعت طبق نظر اینها مبتنی بودن حقوق بین الملل برمنفعت کشورهاموجب بی ثباتی ونقض قواعدحقوق بین الملل خواهدشد زیرا منافع کشورها درطول زمان درحال تغییراست درنتیجه تغییراین منفعت باعث اغییرقواعدحقوق بین الملل خواهدشد . نظرموافقین : درچهارچوب ردنظرات مخالفین حقوق بین الملل  وبااستفاده ازایراداتی است که درنظرات مخالفین نهفته است محوراول:  موافقین حقوق بین الملل معتقدندکه مقایسه بین حقوق بین الملل وحقوق داخلی که مبنای نظراول مخالفین بوده مقایسۀ صحیحی نیست : 1- دلیل اول حقوق داخلی مراحل تحول وتکامل خودش راطی کرده درحالی که حقوق بین الملل یک حقوق نوپاست  2- ماهیت وخصوصیت حقوق داخلی باماهیت وخصوصیت حقوق بین الملل متفاوت است حقوق داخلی حقوق یاست مبتنی برتبعیت فردازحکومت اما حقوق بین الملل حقوق یاست مبتنی برهمکاری بین کشورها - دد حقوق بین الملل علی القاعده کشورهاهم عرض هستندام درحقوق داخلی رابطۀ بین فردودولت یک رابطۀ طولی است – درپاسخ به نظراول مخالفین بایدذکرشود که ما در حقوق بین الملل دارای رکن اجرائی ، رکن قانونگذاری ورکن قضائی نیزهستیم ، رکن اجرائی در حقوق بین الملل درمرحله اول خودکشورهاست وهمچنین بغیرازخودکشورها رکن اجرای شورای امنیت سازمان ملل است رکن تقنینی (قانونگذاری): در حقوق بین الملل مجمع عمومی خودکشورهاوشورای امنیت می باشد رکن قضائی : مادر حقوق بین الملل مراجع قضائی بین المللی راداریم مثل دادگاه لاهه (دیوان بین المللی دادگشتری) یادیوان کیفری بین المللیI.C.C محوردوم نظرموافقین:این واقعیت پذیرفته است که حقوق بین الملل تاحدودزیادی منعکس کننده ی منافع کشورهاست امااین دلیلی برعدم اجرای حقوق بین الملل نیست باید توجه بفرمائیدکه مبتنی بودن قواعد حقوق بین الملل برمنافع جمعی کشورها نه تنها یک ایرادبر حقوق بین الملل تلقی نمی شود بلکه باعث پویایی این رشته ازحقوق می شوداما درصورت ابتناع(مبتنی بودن) حقوق بین الملل برمنافع استقراری درکشورهامشکلاتی ایجادخواهدشد. ضرورت وماهیت ضمانت اجراها درحقوق بین الملل :به ضمانت اجراهای حقوقی وضمانت اجراهادرنظام ملل متحدتقسیم می شود الف)ضمانت اجراهای حقوقی عبارتنداز:ضمانت اجراهای کیفری-ضمانت اجراهای مدنی-ضمانت اجراهای اقتصادی وضمانت اجراهای دیپلما سیک وکنسول 1)ضمانت اجرای کیفری:درمقابل نقص قواعد مشخص که عنوان جرم بین المللی دارداعمال می شودتعیین ضمانت اجرای کیفری بادیوان کیفری  بین المللی است-ضمانت اجراهای کیفری درمورد سران وفرماندهای نظامی یک کشوراعمال می شود. 2)ضمانت اجراهای مدنی:شامل ترمیم وجبران خسارات وارده ازسوی دولت متخلف درقبال دولت متضرر می باشد.ضمانت اجراهای مدنی پرکاربردترین اجراهادر حقوق بین الملل عمومی می باشد.مسئولیت بین المللی دولت دراین حیطه قرار می گیرد. مسئولیت کیفری درمورد افرادقابل اعمال می باشدامامسئولیت بین المللی دررابطه با دولتها قابل اعمال است.  3)ضمانت اجراهای اقتصادی:کشورها می تواننددربرابردولت نقص کننده ی قواعد حقوق بین المللی به محاصره یاتحریم اقتصادی یک کشوربپردازندمشروط براین که دراعمال این تحریم ها موازین حقوق بین المللی رعایت گردد. 4)ضمانت اجراهای دیپلماتیک وکنسولی: حقوق بین الملل برای کلیه ی کشورهااین حق راشناخته تا درمقابل کشورناقض کنندۀ حقوق بین الملل روابط دیپلماتیک یاکنسولی  خود را با کشورمتخلف قطع نمایندویاکاهش دهندمثل احضارسفرای برخی ازکشورهاازقلمروی کشور دیگر. ب ) ضمانت اجراهای مندرج درمنشورسازمان ملل : ضمانت اجراهای الزام آور: سازمان ملل متحد درمقابله باتخلف ازمقررات حقوق بین الملل حق اتخاذ تدابیر الزام آورعلیه کشورمتخلف رادارد. کلیه تصمیمات شورای امنیت سازمان ملل (قطع نامه) درچهارچوب فصل هفتم منشورسازمان ملل دراین گروه قرارمی گیرد . منابع حقوق بین الملل : منابع حقوق بین الملل درماده 38 اساسنامۀ دیوان بین المللی دادگستری مطرح شده است . کاردادگاه لاهه رسیدگی به اختلافات بین کشورهاست . طبق ماده 38 منابع حقوق بین الملل به دودسته منابع اصلی ومنابع فرعی تقسیم می شود . منابع اصلی عبارتنداز : 1- معاهدات بین المللی  2- عرف بین المللی  3- اصول کلی حقوق بین المللی  منابع فرعی عبارتنداز: 1- رویۀ قضائی  2- دکترین (عقایدعلمای حقوق) نکته : بین منابع اصلی حقوق بین الملل سلسله مراتبی وجودنداردیعنی اینکه معاهدات نسبت به عرف وعرف نسبت به منبع بعدی برتری ندارد اماچرادراساسنامه اول معاهده آمده بعدعرف وسایرمنابع ؟  به جهت اینکه ازحیث قابلیت استنادمعاهدات نسبت به سایرمنابع برتری دارد. تعریف معاهدۀ بین المللی : (مثل معاهدۀ منع گسترش سلاحهای هسته ای NPT ) به معنی یک توافق کتبی بین کشورهاومشمول حقوق بین الملل می باشد اعم ازاینکه درسندی واحددردویاچندسندمرتبط به هم آمده باشدصرف نظرازعنوان خاص آن : اولاً این تعریف تحت عنوان معاهدۀ وین 1969درزمینۀ حقوق معاهدات مطرح شده است دوماً طرفهای توافق دریک معاهدۀ بین المللی صرفاًبایددولتهاباشندیعنی اگریک توافقی بین یک دولت ویک شخص خصوصی خارجی منعقد شد ( توافق بین دولت ایران ویک سرمایه گذارخارجی ) این معاهدۀ بین المللی محسوب نمی شود سوماً صرفاً یک توافق کتبی معاهدۀ بین المللی محسوب می شودتوافق شفاهی معاهده محسوب نمی شود چهارماً عنوان چنین توافقی موثرنخواهدبود ممکن است عناوینی ازجمله معاهده ، کنوانسیون ، اساسنامه ، منشور و ... داشته باشد . معاهدات بین المللی به دودسته تقسیم می شوند : دسته اول طبقه بندی معاهدات ازحیث تشریفات انعقاد ودسته دوم ازحیث ماهوی                             مهم معاهدات ازحیث تشریفات انعقاد : 1- معاهدات رسمی  2- معاهدات ساده یااجرایی معاهدات رسمی : آن دسته ازمعاهداتی است که نیازبه طی نمودن تشریفات انعقادازجمله تصویب دارد معاهدات ساده یااجرایی : آن دسته ازمعاهداتی که نیازبه طی تشریفات نداردازجمله تصویب معاهدات ازحیث ماهویی : 1- معاهدات قانون ساز(عام)   2- معاهدات قراردادی (خاص) نکته : طبقه بندی معاهدات ازحیث ماهویی مربوط به نوع قواعدسازندۀ یک معاهده می باشد . معاهدات قانون ساز(عام) : دربردارندۀ قواعداساسی حقوق بین الملل می باشدکه رعایت آنهابرای کلیۀ دولتهااعم ازدولتهای متعهدوغیرمتعهدلازم الاجراست مثل      1- معاهدات چهارگانه ژنودررابطه باحقوق مخاصمات مسلحانه  2- مثل معاهدۀ 1982حقوق دریاها                     مهم نکته : یک سری قواعدی که دراین معاهدات مطرح می شودعنوان قواعدآمره راداردیعنی قواعدی که مربوط به نظم وامنیت جامعۀ بین المللی است       مهم معاهدات قانون ساز عمدتاً چندجانبه می باشدیعنی دولتهای زیادی طرف آن معاهده محسوب می شوند معاهدات قراردادی یاخاص : این نوع ازمعاهدات جهت رسیده به منافع خاص دویاچندکشورمحدودمنعقد می گردد . قواعدی که دراین معاهدات مطرح می شوندقواعد آمره نیست ازجمله این گونه معاهدات می توان به معاهدات تجاری دوجانبه اشاره کرد مثل معاهده تجاری بین ایران وپاکستان مراحل انعقادیک معاهده : 1- مذاکره  2- نگارش  3- امضای معاهده مذاکره : مرحله ای است که طرفین درضمن آن خواسته هاونظرات کشورها راازطریق نمایندگان خودمطرح می نمایندومسائل موردتوافق طرفین مشخص می گردد ، مذاکره توسط نمایندگان یک کشور(دیپلماتها) انجام می شود . نگارش : مذاکرات معمولاً به نگارش یک متن منجرمی شود نگارش متن نیزیک کارتخصصی است مسئلۀ زبان یک معاهده است یعنی اینکه به چه زبانی موردنگارش قراربگیرد : راه حل اول : انتخاب یک زبان یعنی اینکه معاهده به یک زبان رسمی مثل زبان انگلیسی یافرانسه منعقدشود راه حل دوم : انتخاب چندزبان بارجحان (برتری) یکی، برتری دادن یکی اززبانهابه خاطرحل وفصل اختلاف است اگراختلافی درخصوص تفسیرویااجرای یک معاهده پیش بیاید راه حل سوم : انتخاب چندزبان بااعتباربرابر: این راه حل درخصوص تفسیرزادچارمشکل می شود امضای معاهده : بعدازاینکه معاهده موردنگارش قرارگرفت نوبت به امضاء آن می رسد . اثرحقوقی امضاء درمعاهدات گوناگون متفاوت است یعنی اینکه باتوجه به اینکه معاهده چه نوع معاهده ای باشد امضاء اثری متفاوت خواهدداشت . امضاء دارای دواثراست : 1- امضاء به منزلۀ تصویب  2- امضاء به شرط تصویب                 مهم  امضاء به منزلۀ تصویب : بدین مفهوم است که به محض امضای معاهده توسط نمایندۀ یک کشورمعاهده لازم الاجراخواهدشدودیگرنیازی به تصویب ندارد. درمعاهدات ساده یااجرایی امضاء دارای چنین اثری است امضاء به شرط تصویب : امضای یک معاهده ممکن است که به شرط تصویب باشد یعنی اینکه بعدازامضای نماینده رکن صلاحیتدارازجمله مجلس بایدآن معاهده رابرای لازم الاجراشدن تصویب کند. نکته : درمعاهدات رسمی اثرامضای نماینده به شرط تصویب می باشد، اگریک معاهده توسط نمایندۀ یک کشوربه شرط تصویب امضاء شده باشد وبعددولت متبوع نماینده ازتصویب خودداری کندمسئولیتی متوجه دولت ویانماینده نخواهدبود . تصویب معاهده : آخرین مرحله ازمراحل انعقادیک معاهده تصویب می باشد . تعریف تصویب : تصویب عمل حقوقی موخّربرامضاست که بوسیلۀ آن مقامات صلاحیتداریک کشورمعاهدۀ امضاء شده توسط نمایندگان راتأئید نموده وآن معاهده برای آن کشورلازم الاجرامی گردد . مقام صلاحیتداربرای تصویب طبق قانون اساسی کشورهامشخص می شوددربرخی ازکشورهامقام صلاحیتداررئیس جمهورودربرخی پارلمان ودربرخی ازکشورهارئیس جمهوروپارلمان به هرماه صلاحیت تصویب یک معاهده رادارند . مقام صلاحیتدارطبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تصویب مجلس وامضاء رئیس جمهورمی باشد . نکته : بعضی ازمعاهدات بین المللی ازجمله معاهدات ساده یااجرایی نیازبه تصویب ندارد. نکته : تصویب معاهده یک عمل ارادی واختیاری است ، همچنین مهلتی برای تصویب معمولاً درمعاهدات قیدنمی شود . تصویب ناقص یابی قاعده : تصویبی که توسط مقامات غیرصلاحیتدارطبق قانون اساسی یک کشورانجام گیردتصویب ناقص یابی قاعده نامیده می شود مثلاً تصویب یک معاهدۀ توسط رئیس یک کشور مثل رئیس جمهور بدون اینکه قانون اساسی چنین مجوزی رابه اوداده باشد درمورداینکه آیااین تصویب دارای اعتبارمی باشدیاخیر؟ قاعدۀ مندرج درکنوانسیون وین 1969حقوق معاهدات این است که تصویب ناقص یابی قاعده دروهلۀ نخست معتبراست مگراینکه نقض یک قاعدۀ بنیادین صورت گرفته باشد . اثرتصویب ناقص یابی قاعده : 1- طرزعمل کشورها : بی اعتباری تصویب ناقص یابی قاعده 2- کنوانسیون حقوق معاهدات : چه نظری دررابطه بااثرتصویب ناقص یابی قاعده دارد ازمجموع مقررات کنوانسیون چنین برمی آید که یک کشوریاسازمان بین المللی اصولاً نمی توانداعلام نمایدکه رضایت آن کشوردرنتیجه نقض مقررات داخلی ازبین رفته است مگرآنکه نقض مذکورآشکاربوده وبه یک قاعدۀ اساسی حقوق داخلی مرتبط باشد. بعبارت دیگر  کنوانسیون معاهده (وین 1969)درمرحله اول معتقدبه اعتبارچنین تصویبی است مگراینکه قواعداساسی نقض گرددودراین صورت این تصویب بی اعتبارخواهدبود .           مبادله یاتودیع اسنادتصویب: معاهدات دوجانبه بامعاهدات چندجانبه اسنادتصویب بایدمبادله شود بدین گونه که هریک ازطرفین معاهده بایدبه تعدادطرفین دیگرمعاهده سندتصویب تهیه کندوبرای آنها ارسال نمایداین مسئله دررابطه به معاهدات دوجانبه امکانپذیراست اما مبادله اسنادتصویب درموردمعاهدات چندجانبه کارآسانی نیست دراین حالت به جای مبادله اسنادبحث تودیع اسنادپیش می آید واسنادتصویب نزدمقامی به نام امین معاهده تودیع می شود . نکته : درمعاهدات بین المللی بااهمیت ازجمله کنوانسیون (وین 1969) درزمینه حقوق معاهدات ازجمله این مواردمی باشد . امین معاهده : همانطوریکه ذکرشداسنادتصویب معاهدات چندجانبه نزدمقامی به نام امین معاهده تودیع می گردد امین معاهده می تواند یک کشور یایک سازمان بین المللی ویاعالی ترین مقام یک سازمان بین المللی باشد . 3وظیفه برای امین معاهده : 1- وظیفه حفظ اسنادومدارک مربوط به معاهده   2- وظیفه اطلاع رسانی درموردمعاهده یعنی اینکه یک معاهده چه زمانی لازم الاجرامی شود   3- وظیفه درخواست ثبت معاهدات دردبیرخانه سازمان ملل متحد               نکته : دررابطه بامعاهداتی که یک حدنصابی قرارداده شده باشد ثبت وانتشارمعاهدات : هرمعاهده یاموافقت نامۀ بین المللی که براساس منشورسازمان ملل شکل می گیردبایددردبیرخانه سازمان ملل ثبت شود وبوسیلۀ آن منتشر گردد درخواست ثبت وانتشارهمانطورکه ذکرشد برعهدۀ امین معاهده می باشد اگریک معاهدۀ بین المللی طبق مقررۀ فوق الذکربه ثبت نرسید این معاهده دربرابرارکان سازمان ملل متحدازجمله مثل دیوان بین المللی دادگستری قابل استنادنخواهدبود . حق شرط برمعاهدات بین المللی : هرکشوریاسازمان بین المللی که مایل به پیوستن به یک معاهده است ممکن است که باهدف وموضوع وکلیت آن معاهده موافق باشد امابرخی ازقواعدآنرا برای خودمناسب ندانددراین حالت دوراه حل وجوددارد : 1- ازعضویت درمعاهده خودداری کند  2- بااعمال حق شرط به عضویت معاهده درآید . تصویب حق شرط : حق شرط یا حق رزرو : یک اعلامیۀ یک جانبه است که یک کشور به هنگام امضاء ویاتصویب یک معاهده صادرمی نماید وبوسیلۀ آن منظورخودرادرخصوص استثناء کردن یاتغییراثرحقوقی برخی ازمقررات معاهده نسبت به خودبیان می دارد . نکته : اعمال حق شرط برمعاهدات دوجانبه اعم ازقانون سازیاقراردادی ممکن نیست ، برمعاهدات  قانون سازچندجانبه هم بدلیل مغایرت حق شرط باهدف وموضوع معاهده ممکن نیست ، نهایت اینکه حق شرط صرفاً برمعاهدات چندجانبۀ قراردادی اعمال می شود ارجاع به معاهدات قانون سازیاقراردادی شود نکات اساسی مربوط به حق شرط : 1-      حق شرط درپذیرش یک معاهده مستلزم ذکرآن درخودمعاهده نیست یعنی درصورت سکوت معاهده دررابطه باامکان اعمال حق شرط یاعدم امکان اعمال حق شرط طرفین ازآزادی کامل دراعمال حق شرط برخوردارخواهندبود . 2-      چنانچه حق شرط درپذیرش یک معاهده صراحتاً منع شده باشد دیگرامکان اعمال حق شرط نسبت به آن معاهده وجودندارد 3-      اعتبارحق شرط باهدف وموضوع معاهده مغایرباشد دراین صورت حق شرط باطل است بنابراین اعمال حق شرط برمعاهدات قانون سازخلاف هدف وموضوع این معاهدات خواهدبود زیرا اعمال حق شرط باعث تخطی ازقواعدآمرۀ مندرج درمعاهده رافراهم خواهدنموداین درحالی است که اصولاً تخطی ازاین قواعدنبایدصورت بگیرد . پذیرش حق شرط از یک طرف و ازسوی طرف دیگرمعاهده هردوطرف رااززمان لازم الاجراشدن معاهده درمقابل یکدیگرمتعهدمی کندبدون آنکه مقررات مشمول حق شرط درزمرۀ تعهدات طرف هاقرارگیرد ، اگرحق شرط یک طرف مورداعتراض طرف دیگرواقع شود حق شرط اثرخودراازدست می دهد وکل معاهده درروابط آنهااجرامی شود . اصل اثرنسبی معاهدات : طبق حقوق بین الملل اصل براین است که یک معاهده صرفاً نسبت به طرفین آن معاهده لازم الاجراخواهدبود بعبارت دیگرحقوق وتکالیف ناشی ازیک معاهده فقط نسبت به طرفین معاهده لازم الاجرامی باشد ونسبت به ثالث فاقداثرخواهدبود . امامامعاهداتی داریم که استثناء براین اصل تلقی می شود : مورداول : معاهدات کاملة الوداد : دربرخی ازمعاهدات بازرگانی واقتصادی شرطی گنجانده می شود که به موجب آن طرفین متعهدمی گردندچنانچه هریک ازآنهادرآینده برای کشورثالث امتیازات بیشتری درهمان موضوع قائل شوندطرف دیگرمعاهده می تواندبدون انجام هیچگونه تشریفاتی ازآن امتیازاستفا ده کندبطورمثال  دوکشورالف وب درزمینه تعرفه های گمرکی معاهده ای منعقدمی کنند کشورالف بعداً معاهده ای بادولت ج درزمینه تعرفه های گمرکی منعقدمی کندکه امتیازمناسبتری نسبت به معاهدۀ قبلی درآن درنظرگرفته شده است دولت ب که نسبت به معاهدۀ بین الف وج ثال تلقی می شود طبق اصل کاملة الوداد ازامتیازات معاهده برخوردار می گردد . معاهده قانونساز : همانطوریکه تعریف آن قبلاً عرض شدمتضمن قواعدآمره می باشد. معاهدات قانون سازتدوین کنندۀ قواعدعرفی بین المللی نیزمی باشدبه این علت بدون رضایت ثالث برای آن ایجادحق یاتکلیف می کندوضعیتهای ایجادشده ناشی ازاین معاهدات نه تنهاکشورهای متعاهدبلکه سایرکشورهارانیزتحت تأثیرخودقرارمی دهد . نمونه معاهدات قانون ساز ، معاهدات حقوق بشری یامعاهدات مربوط به حقوق دریاهامی باشد . بطلان معاهده : بطلان یابی اعتباری معاهدات بین المللی درکنوانسیون وین 1969درموردحقوق معاهدات بین المللی پیش بینی شده است طبق این نظام بطلان معاهدات به دوصورت 1- بطلان مطلق  2- بطلان نسبی قابل طرح است . بطلان مطلق : موجباتی است که تحقق آنهامنجربه بطلان معاهده می گرددوقابل تنفیذ وتأییدمجددنخواهدبود بطلان نسبی : دراین صورت بااعلام رضایت بعدی یک کشورمعاهده ای که مشمول بطلان نسبی بوده است قابل اجراخواهدبود بعبارت دیگرامکان تنفیذمعاهده ای که مشمول بطلان نسبی گردیده وجوددارد . مواردبطلان نسبی : 1- نقض مقررات داخلی   2- تجاوزنماینده ازحدوداختیارات   3- اشتباه   4- تقلب یاتدلیس  5- تطمیع نماینده نقض مقررات داخلی : هیچ کشوریاسازمان بین المللی نمی تواندبااستنادبه اینکه مقررات داخلی آن نقض شده است بربی اعتباری یک قاعده استنادکندامادرصورتی که یک نقض آشکاری صورت گیردمثل نقض مقررات قانون اساسی امکان استنادبه بطلان نسبی این معاهده وجوددارد . تجاوزنماینده ازحدوداختیارات : هرگاه نمایندۀ یک کشور ازحدوداختیاراتی که داردتجاوزنموده وکشورخودرامتعهدنمایدوطرف مقابل به رغم اطلاع ازاین موضوع حاضربه انعقاد معاهده گرددموردازمواردبطلان نسبی خواهدبود اشتباه : طبق مقررات عهدنامۀ حقوق معاهدات هرکشور می تواندبه اشتباه موجوددریک معاهده جهت اعلام بطلان آن معاهده استنادکندبه شرطی که اشتباه معلول کنندۀ رضایت آن کشورباشد.واشتباه مربوط به وضعیتی باشدکه مبنای اساسی اعلام رضایت آن کشورقرارگرفته علاوه براین کشوراستنادکنندۀ به اشتباه نبایدخوددرایجاداشتباه نقش داشته باشد مثل اشتباه درنقشه های مرزی برای انعقادمعاهدات مرزی بین کشورها تقلب یاتدلیس : هرکشوری که بارفتارمتقلبانه کشوردیگر، به سمت انعقادیک معاهده سوق داده شده باشدمی تواندبه تقلب طرف مقابل استنادنموده وادعای بطلان آن معاهده رابنماید. مواردصحنه سازی ، دروغ ، سکوت عمدی دررابطه به یک وضعیت یاپنهان کاری ازمصادیق تقلب درمعاهده می باشد . تطمیع نماینده : تطمیع بیشتربافسادوارتشاء مرتبط است ، تطمیع بایدازسوی کشوری که موردادعاقرارمی گیرد اثبات شود طرفی که نماینده اش تطمیع شده مثل اینکه نماینده برای انعقادمعاهده رشوه دریافت کرده باشدمی تواندبطوریک جانبه بی اعتباری وبطلان آن معاهده رااعلام نماید اماتوجه داشته باشید که این موردازمواردبطلان نسبی است . مواردبطلان مطلق : 1- اجبار    2- عدم رعایت قواعدآمره            1- اجبار :  الف ) اجبارنماینده کشور        ب ) اجبارکشورازطریق تهدیدیااعمال زور الف ) اجبارنماینده کشور : هرگاه اعلام رضایت یک کشوردرقبال یک معاهدۀ بین المللی ازطریق اقدامات وتهدیداتی که علیۀ نمایندۀ اوبه عمل آمده باشد ایجادگرددمعاهده فاقداثرحقوقی خواهدبود . ب  ) اجبارکشورازطریق تهدیدیااعمال زور : هرگاه یک کشوریاسازمان بین المللی براثرتهدیدبه اعمال زوریااعمال زورمجبوربه انعقاد یک معاهده گرددمشروط براینکه آن تهدیدیااعمال زورناقض اصول حقوق بین الملل باشد موردازمواردبطلان مطلق معاهده خواهدبود . 2-  عدم رعایت قواعدآمره (مهم) : طبق ماده 53عهدنامۀ حقوق معاهدات ، هرمعاهده ای که درزمان انعقادبایک قاعدۀ آمرۀ حقوق بین الملل درتعارض باشدباطل است . قاعدۀ آمرۀ بین الملل : قاعده ای است که ازسوی جامعۀ بین المللی بطورکلی بعنوان یک قاعدۀ تخلف ناپذیربه رسمیت شناخته شده که تنهابایک قاعده باهمان اثروارزش قابل تغییرمی باشد . عرف بین الملل : یکی دیگرازمنابع اصلی حقوق بین الملل عرف بین المللی است . بایدتوجه داشت که جایگاه عرف درحقوق بین الملل باجایگاه عرف درحقوق داخلی قابل قیاس نیست بعبارت دیگرعرف بین الملل بسیارباارزش واساسی می باشداکثرقواعد حقوق بین الملل درحال حاضرجنبۀ عرفی داردمعاهدات بین المللی که درموردآن صحبت شدعمدتاً عرف بین المللی رامدون می کند . فرایند ایجادعرف : برای اینکه قاعدۀ عرفی ایجادشودلازم است که دوعنصراساسی وجودداشته باشد 1- عنصرمادی 2- عنصرمعنوی ازاجتماع این دوعنصرقاعدۀ عرفی ایجادمی شود عنصرمادی : به مفهوم تکراریک عمل درطول یک دورۀ زمانی ازسوی کشورهامی باشددررابطه بااینکه یک عمل بایدچندبار تکرار شود ودرچه دورۀ زمانی موردتکرارقرارگیردتاعنصرمادی ایجادشود بایدگفت یک سابقه به تنهایی قابلیت ایجادعرف رانداردتکراربیش ازحدآن هم لازم نیست ، گذشت یک مدت زمان کوتاه مانعی برای ایجادقاعدۀ عرفی نخواهدبود . نکته : آیاترک فعل یاخودداری ازانجام یک عمل می تواندقاعدۀ عرفی ایجادکند ؟  بله – ترک فعل می تواندیک قاعدۀ عرفی بین المللی راایجادنمایدمشروط براینکه ترک فعل باآگاهی صورت بگیرددراین حالت می تواندایجادکنندۀ یک قاعدۀ عرفی باشد مثل عدم توسل به سلاحهای هسته ای ازسال 1945تاکنون عنصرمعنوی : به مفهوم اعتقادبه الزامی بودن یک قاعده می باشد بعبارت دیگر کشورهایی که یک عمل رادرطول زمان تکرارمی کننددرصورتی که ایجادکنندۀ قاعدۀ عرفی خواهدبودکه بااعتقادبه الزامی بودن آن قاعده این تکرارصورت گیرداگرعقیده برالزام آوربودن قاعده وجودنداشته باشدعرف ایجادنخواهدشد . نکته : یکی ازراههای اثبات عنصرمعنوی یعنی اعتقادبرالزامی بودن یک عمل قطعنامه های مجمع عمومی است که درطول زمان درموضوعات واحدتوسط کشورهاتصویب می شود ، تصویب این قطع نامه هابیان کنندۀ عقیدۀ کشورهابرالزام آوربودن این قواعداست . انواع قواعدعرفی بین الملل : عرف بین المللی به دو نوع عرف جهانی ومنطقه ای تقسیم می شود . عرف جهانی : این عرف ناشی ازطرزعمل عمومی کشورهاست ، منبع اصلی حقوق بین الملل تحت عنوان عرف بین المللی همین قواعدعرفی جهانی رامدنظرداردقواعدعرفی جهانی قابل اجرا(لازم الاجرا) دربین کلیه کشورهاست امکان تخطی ازاین قواعدبرای کشورهاوجودندارداگرتخطی کنندمسئولیت بین المللی دارد مثل تخطی ازقواعدعرفی دیپلماتیک وقواعدعرفی دریایی . عرف منطقه ای : آن دسته ازقواعدعرفی می باشدکه صرفاًموردپذیرش دویاچندکشوردرمنطقۀ جغرافیای خاصی می باشدبعنوان مثال عرف منطقه ای درآمریکای جنوبی دررابطه باعدم به رسمیت شناختن حکومت ایجادشده بواسطه کودتا     اصول کلی حقوقی : همانطورکه ذکرشددرماده 38اساسنامۀ دیوان بین المللی دادگستری بعناون یک ازمنابع حقوق بین الملل مطرح شده است دراین ماده می گوید « اصول کلی حقوقی» موردقبول ملل متمدن تعریف اصول کلی حقوقی : درچارچوب تعریف اصول کلی حقوقی میان علمای حقوق بین الملل اختلاف نظروجودداردبرخی معتقدندکه اصول کلی حقوقی جزئی است ازقواعدحقوق بین الملل عُرفی ، اگراین اصول کلی حقوقی بعنوان یک قاعدۀ عرفی درنظرگرفته شود این ایرادواردخواهدبودکه این اصول فاقدعنصرمادی است بعبارت دیگربرای ایجاد اصول کلی حقوقی نیازبه تکرارعمل وجودندارد. گروهی دیگر اصول کلی حقوقی رابخشی ازحقوق طبیعی می دانند امابایدگفت که طبق مادۀ 38اساسنامه اینهاقواعدبرسمیت شناخته شده توسط ملتهامی باشند . تعریف اصلی اصول کلی حقوقی  : اصول کلی حقوقی شامل اصول مافوق هرگونه بحث وگفتگوست بعبارت دیگرقواعدمشترک برای اکثرمراجع قانونگذاری داخلی ، اصول کلی حقوقی نامیده می شودازجمله این اصول می توان به اصلوفای به عهد، اصل حُسن نیت ، اصل دفاع مشروع و ... اشاره کرد ، آن دسته از اصول کلی حقوقی داخلی که قابلیت استفاده  ازآن درحقوق بین الملل وجودداردبعنوان منبع حقوق بین الملل شناخته می شود . ریشۀ کلی اصول حقوقی بعنوان یک منبع حقوق بین الملل درقواعدمشترک نظامهای حقوقی داخلی قراردارد . منابعی که تابحال ذکرگردیدمنابع اصلی حقوق بین الملل می باشد (عرف ومعاهده) – درکنارمنابع اصلی ، منابع فرعی راداریم . منابع فرعی عبارتنداز : رویه قضائی بین المللی – دکترین 1-      رویه قضائی بین المللی : منظوراز رویه قضائی بین المللی تصمیمات مراجع قضائی بین المللی ازجمله دیوان بین المللی دادگستری یاهمان دادگاه لاهه ، قضات دیوان دررسیدگیهای خودازحیث حقوقی اجباری به پیروی ازنظرات گذشته خودندارندامابصورت ارشادی درآراء صادره به این نظرات توجه می شود . 2-      دکترین : منظورازدکترین عقایدعلمای حقوق است ، این عقایدمی تواندبصورت انفرادی ویادسته جمعی مطرح شوددرحال حاضرعقایدعلمای حقوق بصورت دسته جمعی بیشتردرچارچوب کارنهادهایی ازجمله کمیسیون حقوق بین الملل مورد استفاده قرارمی گیرد . اعضای جامعۀ بین المللی : کشورهابعنوان مهمترین عضوجامعۀ بین المللی شناخته می شوندالبته درکناراینهاسازمانهای بین المللی هم موردتوجه قرارمی گیرند بایدتوجه کنیدکه منظورازاعضای جامعۀ بین المللی همان تابعان اصلی حقوق بین الملل است البته تابعان فرعی حقوق بین الملل بارعایت شرایطی عضوجامعۀ بین المللی تلقی می شوند . کشور : کاملترین سازمان متشکل سیاسی ومهمترین عضوجامعۀ بین المللی است ، درزبان فارسی گاهی بجای واژه دولت استفاده می کننددرحالی که دولت بیشتربرای هیئت وزیران یاقوه مجریه وهمچنین حکومت مورداستفاده قرارمی گیرد. برای ایجادیک کشوروجودیک سری عناصرلازم است : عنصراول جمعیت – عنصردوم قلمروی سرزمینی – عنصرسوم نظام سیاسی است          الف ) جمعیت : گروهی ازافرادانسانی راگویندکه بارابطۀ حقوقی وسیاسی بنام تابعیت به کشوری مربوط گرددبدون آنکه دارای نژاد، زبان ، ملیت ومذهب واحدی باشنداصولاً معیارکمّی یاتعدادافرادی که یک کشورراتشکیل می دهنددارای اهمیت نیست به این دلیل که درسازمان ملل متحد کشورهای کوچک یاذره ای باجمعیت کم به پذیرش سازمان ملل درآمده اند           ب ) سرزمین : محدودۀ جغرافیایی است که بامغزهای کم وبیش ثابت معین ومشخص می شود سرزمین شامل مناطق خاکی ، آبی وهوایی یک کشوراست .            ج ) قدرت سیاسی : جمعیت وسرزمین برای اینکه شکل پذیردبایددارای رهبری واحدباشد ریشه واساس قدرت کلیۀ گروههای اجتماعی داخلی ناشی ازقدرت واحدی است که بدان قدرت سیاسی یاقدرت حکومت می گویند این قدرت دارای ویژگیهایی است ازجمله حاکمیت (صحنه داخلی) و استقلال (صحنه بین المللی)                                                                                              شناسایی کشوروحکومت : هنگامی که کشورجدیدی درصحنۀ بین المللی ایجادمی شودیعنی عوامل تشکیل دهندۀ آن جمع می گرددسایرکشورهابه منظوربرقراری ارتباط باآن کشوربایدآنرابرسمیت بشناسد. اشکال ایجادکشورجدید : 1-      اعمال سیاست استعمارزدایی مانندتأسیس اکثرکشورهای قارۀ آفریقا مثل مراکش 2-      ادغام واتحاددوکشورمثل اتحاددوآلمان ، اتحادبین دویمن  ، اتحادویتنام 3-      تجزیه قسمتی ازسرزمین یک کشور مثل ایجادکشوربنگلادش که ازتجزیۀ قسمتی ازپاکستان ایجادشد 4-      تجزیه یک کشوروایجاددویاچندکشورمستقل مثل کره یا جمهوریهای شوروی سابق تعریف شناسایی : شناسایی عملی است که به موجب آن کشورهاوجودیک جامعۀ سیاسی جدید(یک کشوریاحکومت) ومستقل راکه قادربه رعایت حقوق بین الملل است تصدیق وتأییدمی کنددرنتیجه ارادۀ خودرادایربرشناسایی آن بعناون عضوجامعۀ بین المللی اعلام می دارد . نکته : شناسایی هم درموردیک کشورمطرح است وهم درمورد حکومت آن کشور اثرشناسایی : دررابطه بااثرشناسایی دونظریه عمده وجوددارد نظریه اول نظریه تأسیسی یاایجادی ونظریه دوم نظریه اعلامی است 1-      نظریه تأسیسی : طبق این نظریه شناسایی ازعناصرایجادکنندۀ یک کشورتلقی می شودبعبارت دیگراگرسه عنصر(جمعیت – قلمروی سرزمینی – قدرت سیاسی) وجودداشته باشندولی عمل شناسایی صورت نگیردیک کشورایجادنخواهدشد . 2-      نظریه اعلامی : طبق این نظریه یک کشوربه محض اجتماع سه عنصر(جمعیت – قلمروی سرزمینی – قدرت سیاسی) ایجادمی شودوشناسایی عامل تشکیل دهندۀ یک کشورتلقی نمی شودبلکه صرفاً به منزلۀ اعلام ورودکشورجدیدبه صحنۀ بین المللی ازسوی سایرکشورهاست . نکته : ازبین این دونظریه درحال حاضرنظریه اعلامی موردپذیرش است . زمان شناسایی : شناسایی عملی است که بایدبعدازتأسیس وایجادیک کشورصورت بگیردچون که شناسایی درواقع تعیید نهادی است که قبلاً بوجودآمده است (کشور) اما امروزه ممکن است که عمل شناسایی ازسوی کشورهابه تأخیربیفتدمثل اینکه حکومت پاکستان ازشناسایی بنگلادش خودداری می کرد یاممکن است که پیش رس باشدیعنی قبل ازایجادیک کشورصورت گیردمثل شناسایی الجزایرتوسط برخی ازکشورهاقبل ازاستقلال. چگونگی شناسایی : شناسایی ممکن است که صریح یاضمنی باشدشناسایی صریح ممکن است که بصورت فردی وجمعی صورت پذیرد  -  شناسایی ضمنی   هم ممکن است که بصورت فردی یاجمعی صورت گیرد .  شناسایی صریح فردی : شناسایی کشورجدیدبطورصریح وعلنی ضمن تنظیم یک سندرسمی مثل اعلامیه یا یک معاهده ازسوی یک کشورشناسایی صریح فردی محسوب می شود . شناسایی صریح جمعی  : شناسایی کشورنوبنیادازجانب تعدادی ازکشورهاضمن تنظیم یک سندرسمی مثل معادۀ چندجانبه یااعلامیه چندجانبه شناسایی صریح جمعی تلقی می شود شناسایی ضمنی فردی : شناسایی کشورجدیدبطورضمنی ازسوی یک کشورضمن برقراری روابط دیپلماتیک شناسایی ضمنی جمعی : شناسایی کشورنوبنیادتوسط گروهی ازکشورهادرچارچوب پذیرش عضویت آن کشوردریک سازمان بین المللی ویادریک کنفرانس بین المللی مثل عضویت یک کشورنوبنیاددرسازمان ملل متحد نکته : مهمترین راه شناسایی یک کشورعضویت آن کشوردرسازمان ملل متحد است . سوال: آیادرصحنۀ بین المللی الزام وجودداردیانه ؟ خیر یعنی اینکه دولتهاتعهدیاتکلیف حقوقی مبنی برشناسایی یک کشورندارندعمدتاًمسئلۀ شناسایی رابابرقراری روابط دیپلماتیک یکی می دانندودرنتیجه ازشناسایی کشورجدیدخودداری می کند . عدم شناسایی یانظریه استیمسون : استیمسون وزیرامورخارجه وقت ایالات متحده آمریکابودیبق نظروی کشورهای ایجادشده بواسطۀ جنگ تجاوزکارانه برسمیت شناخته نخواهندشداین نظریه موردقبول جامعۀ بین المللی قرارگرفت شناسایی حکومت : هنگامی که کشورهابرای مدت زمان طولانی وجودداشته باشندممکن است کهحکومت آنهابراثرانقلاب یاکودتاتغییرپیدانمایددراین حالت بحث شناسایی حکومت یک کشورمطرح می شود . زمان شناسایی حکومت : درصورتی که حکومت یک کشوردارای شرایط استقرارسلطه باشدیعنی اینکه حکومتبتوانددرسراسرقلمروداخلی آن کشورحاکمیت خودرااعمال کندبرسمیت شناخته خواهدشدبنابراین حکومتهایی که براثرانقلابهای داخلی تشکیل می گردندنبایدموردشناسایی قرارگیرندمگرزمانی که رهبران آن بتوانندامور کشوررا بطور کامل دراختیاربگیرندوقدرتهای دیگرراسرکوب کنند. عدم شناسایی حکومت : عدم شناسایی حکومت جدیدممکن است منجربه محرومیت یک کشورازروابط دیپلماتیک عادی باشددررابطه باعدم شناسایی حکومت دونظریه وجوددارد : نظریه اول : طبق این نظراگریک حکومتبراثرانقلاب یاکودتاسرکاربیایدسایرکشورهابایدازشناسایی آن خودداری کننداین طوری بین کشورهای آمریکای لاتین طرفداران زیادی داشت بدین خاطرکه دراین محدودۀ جغرافیایی ایجادحکومتهای جدیدناشی ازکودتاویاانقلاب بسیارمرسوم است . نظریه دوم : طبق این نظراصولاً عمل شناسایی یک حکومت یک عمل توهین آمیزبه حاکمیت یک ملت تلقی می شوداین عمل درواقع ارزیابی اموریک کشورازسوی کشوردیگرمی باشد . سازمان ملل متحد (u . n) : سازمان ملل بعدازپایان جنگ جهانی دوم تاسیس گردیدغلت اساسی تاسیس سازمان ملل رهایی بشرازبلای جنگ بودکه دوباردرمدت یک عمربشری انسانهارادچارمصائب سختیهای بسیارنمود، سازمان ملل سازمانی است که باصلاحیت جهانی وعام این سازمان یک سازمان جهانی است زیرااکثرکشورهای دنیاعضوآن هستندهمچنین یک سازمان باصلاحیت عام است بدین مفهوم که درزمینه های مختلف سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی واجتماعی و... فعالیت دارند . اساسنامه سازمان ملل تحت عنوان منشورسازمان ملل درسال 1945 م موردتصویب قرارگرفت ، سازمان ملل درهمین سال متولدشد، منشورسازمان ملل دارای 19فصل و111ماده است ، مقرسازمان درنیویورک ایالات متحده امریکا ومقراروپایی آن درژنوسوئیس است ، ازحیث شکل وقالب منشورسازمان ملل یک معاهده بین المللی تلقی می شود . اهداف سازمان ملل : اهداف سازمان ملل درماده 1 منشورسازمان ملل مطرح شده است : 1-      هدف اول ازتشکیل سازمان ملل حفظ صلح وامنیت بین المللی است 2-      هدف دوم توسط روابط دوستانه بین ملتها 3-      هدف سوم همکاری اقتصادی ، اجتماعی بین کشورهاوترویج احترام به حقوق بشر مهمترین هدف یعنی حفظ صلح وامنیت بین المللی برعهدۀ شورای امنیت قرارداده شده است . اصول سازمان : به موجب ماده 2 منشور سازمان ملل مطرح شده است : اصل 1 : اصل برابری دولتها     اصل 2 : اصل حُسن نیت دراجرای تعهدات     اصل 3 : اصل حل وفصل مسالمت آمیزاختلافات       اصل 4 : اصل عدم تهدیدیاتوسل به زور      طبق بند4ماده2 هم تهدیدبه توسل به زور ممنوع شده است وهم توسل به زورممنوع شده است                                     اصل 5: اصل همکاری اعضاء باسازمان اصل 6: اصل همکاری دولتهای غیرعضوباسازمان برای حفظ صلح وامنیت بین المللی نکته : بااهمیت ترین نکته این است که کشورهایی که عضوسازمان ملل متحد نیستندیعنی معاهدۀ منشورسازمان ملل راتصویب نکرده اند درمواردی که برای حفظ صلح وامنیت بین المللی ضروری است بایدازمنشورسازمان تبعیت نمایند . اصل 7: اصل عدم مداخله درامورداخلی دولتها ترکیب سازمان : برای عضودرسازمان ملل احراز چندشرط ضروری است : شرط اول : مهمترین شرط دولت بودن است ، منظوراین است که فقط کشورهاامکان عضویت درسازمان ملل رادارندسایرنهادها فاقدچنین امکانی هستندمثل سازمانهای بین المللی – شرکتهای چندملیتی  و ... شرط دوم : صلح جوبودن ، بدین مفهوم که یک کشورانگیزه های تجاوزکارانه نداشته باشد شرط سوم : قبول منشور سازمان ملل شرط چهارم : توانایی اجرای تعهدات مندرج درمنشورسازمان ملل شرایط خروج ، اخراج ، تعلیق عضویت وتعلیق حق رأی خروج : منشورسازمان ملل مقررات خاصی رابرای خروج یک کشورازسازمان پیش بینی نکرده است قبل ازایجادسازمان ملل سازمانی وجودداشت بنام جامعۀ ملل که دراساسنامه آن امکان خروج فراهم شده بوددرنتیجه کشورها براحتی ازسازمان خارج می شدندودرنتیجه سازمان ازهم می پاشیداین موضوع درمنشورسازمان ملل تکرارنشد. عدم پیش بینی خروج ازسازمان ملل برخلاف اصل حاکمیت ارادۀ دولتهاست  ازآنجایی که عضویت درسازمان ملل بطورارادی انجام می شود خروج ازسازمان هم بایدجنبۀ ارادی داشته باشد ولی این وضعیت درمنشورسازمان ملل موردپذیرش قرارنگرفته است . اخراج : به موجب منشورسازمان ملل هرکدام ازاعضاء که درتخلف ازاصول مندرج دراین منشوراصرارمرزندازسازمان ملل اخراج خواهندشد . تعلیق عضویت : اگرشورای امنیت علیۀ یکی ازکشورهای عضواقدام تنبیهی یاقهری نمایدمثل تحریم ها و... این عضوازحقوق ومزایای عضویت معلق خواهدشد حقوق ومزایای عضویت قابل تعلیق مثل حق رأی – حق انتخاب شدن وحق شرکت درجلسات می باشد تعلیق حق رأی : هرعضوسازمان ملل که پرداخت سهمیۀ مالی اوبه سازمان برای 2سال یابیشتربه تأخیربیفتددرمجمع عمومی حق رأی نخواهدداشت . ارکان سازمان ملل : ما5رکن برای سازمان ملل  متحد درنظرمی گیریم : رکن اول : شورای امنیت                           رکن دوم : مجمع عمومی                             رکن سوم : شورای اقتصادی واجتماعی   رکن چهارم : دیوان بین المللی دادگستری(دادگاه لاهه)                                              رکن پنجم : دبیرخانه سازمان ملل شورای امنیت سازمان ملل : همان طورکه ذکرشدوظیفۀ اصلی حفظ صلح وامنیت بین المللی رابرعهده داردشورای امنیت متشکل ازدونوع عضودائم وغیردائم است . اعضاء دائم آن کشورهایی هستندکه علاوه برحق حضوردائم درشورای امنیت ازحق وتو یاحق رأی ممتازبرخوردادرهستندتعدادشان 5کشوراست (چین-فرانسه-ایلات متحده- انگلیس- روسیه) این 5عضودائم شورای امنیت هستند . تصمیم نهایی درخصوص حفظ صلح وامنیت بین المللی وبارمسئولیت حفظ صلح وامنیت بین المللی دروهله نخست بااعضاء دائم است (مهمترین رکن سازمان ملل رکن تصمیم گیری بین المللی همین شورای امنیت است ). اعضاء غیردائم : شامل ده کشورمی باشد این ده کشورازسوی مجمع عمومی انتخاب می شوند. معمولاً ازبین کشورهایی که درزمینه حفظ صلح وامنیت بین المللی فعال بوده اند ازمناطق مختلف جغرافیایی بارعایت یک نسبت مشخص انتخاب می شوند ، نسبت انتخاب اعضاء غیردائم بااحراز اکثریت 2/3 دو سوم آراءممکن خواهدبود .، مدت عضویت اعضاء غیردائم درشورای امنیت 2سال است لازم بذکراست که ابتداتعداداعضاء غیردائم 6عضوبودامابعداً از6به ده عضوارتقاء پیداکردند . تعداداعضا شورای امنیت 15تاست . 5تادائم و10تاغیردائم نحوه رأی گیری درشورای امنیت : مسائل موردبحث درشورای امنیت به 2دسته مسائل مربوط به آئین کارومسائل به جزآئین کار تقسیم می شود . مسائل مربوط به آئین کار آن دسته ازموضوعاتی است که مربوط است به تنظیم سازوکارامورداخلی شورای امنیت مثل تشکیل جلسات ، دستورجلسات و... دراین صورت اکثریت 9/15 بایداحرازشود به این اکثریت عادی گویند ، دراکثریت عددی تعدادمهم است . مسائل مربوط بجز آئین کار: که مسائل بسیاربااهمیت جامعه بین المللی رادربرمی گیرد : 1-      اقدام درخصوص حفظ صلح امنیت بین المللی 2-      اقدام درخصوص تعلیق ویااخراج یک عضو ، دراینجااحراز اکثریت کیفی 9 پانزدهم ملاک است دراکثریت کیفی نوع اعضاء رأی دهنده ملاک است بدین مفهوم که برای احراز اکثریت 9/ 15 باید9عضواز15عضوکه حتماً5عضودائم نیزجزء این 9عضوباشندبه موضوع رأی مثبت بدهند دراین صورت تصمیم اتخاذمی شود رأی منفی یک عضودائم باعث عدم احرازاکثریت ودرنتیجه وتوی آن تصمیم خواهدبود . حق وتو : وتویاحق رأی ممتازبه رأی منفی یکی ازاعضاء دائم شورای امنیت بهقطعنامه های این شورااطلاق می شود بایدتوجه داشت که رأی ممتنع یک عضودائم شورای امنیت به قطعنامه های این شوراوتوتلقی نمی شود وموضوع تصویب می شود . نظرطرفداران حق وتو : 1-      حق وتویک امتیازقانونی است که باتصویب منشورسازمان ملل برای 5عضودائم شوراپذیرفته شدند بعیارت دیگرکشورهای عضوسازمان ملل باتصویب منشورحق وتو راپذیرفتند 2-      ازآنجا که 5قدرت بزرگ هریک برای خودنظری جداگانه دارندکشورهای دیگرهرکدام تابع این نظر خواهندبودبنابراین وقتی اعضای دائم درخصوص یک مسئله به توافق می رسنداین تصمیم به نوعی تأمین کننده منافع اکثریت کشورهاست . 3-      حق وتو عامل متوازین کننده دربرابر مجمع عمومی است زیرادرمجمع عمومی کشورهای بسیارکوچک دارای حق یک رأی هستندکشورهای قدرتمندهم دارای یک حق رأی  4-      حق وتومانع درگیری وجنگ میان اعضای دائم شورای امنیت خواهدشد 5-      حق وتو مانع خروج اعضاء ازسازمان وجلوگیری ازفروپاشی آن خواهدشد نظرمخالفین حق وتو : 1-      حق وتومخالف اصل تساوی حاکمیت کلیه اعضا است که دربند1ماده2آمده است 2-      باپذیرش حق وتوهرگونه اقدام ازطریق شورای امنیت علیه اعضای دائم ممکن نخواهد بودچنانچه یکی ازاعضای دائم مرتکب حملۀ تجاوزکارانه به کشوردیگری گرددمثل حمله ایالات متحده به عراق یابه افغانستان بعلت استفاده ازاین حق وتوامکان صدورقطعنامه ومحکومیت آن کشوروجودنخواهدداشت نکته : درحال حاضربحث اصلاح ساختارشورای امنیت ودادن حق وتو به یک سری دیگرازکشورها مثل هند-برزیل-آلمان-ژاپن و.. مطرح می باشد، مدلهایی برای تغییردردارندگان حق وتو مطرح شده است به نظرما اصلاح ساختارامنیت بایدبادقت نظرخاص انجام گیردتاتبعات منفی آن به حداقل برسدازیک طرف نمی توان حق وتورابه طورکامل حذف کردزیراممکن است تجربۀ جامعه ملل تکرارشودازطرف دیگر پذیرش حق وتوبه شکل کنونی نیزمخالف بااصل مندرج درمنشور میباشد .   دانشگاه امام حسین (ع) تهیه کننده : محمد  گلمحمدی سال 1391  
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم دی 1391ساعت 18:11  توسط محمد گلمحمدی  |